داستان اسباب بازی ها!!!

نمی خواهیم بگوییم این کار خوب است یا بد بلکه این بار می خواهیم به نقد یکی از معروفترین و البته استراتژیک ترین انیمیشن های هالیوود بپردازیم که به لطف عزیزان صدا و سیما در ایام نوروز از تلویزیون خودمان هم پخش شد تا مبادا از قافله جهانی عقب بمانیم! «داستان اسباب بازی» نام آشنایی برای فیلم بازهاست. همان انیمیشنی که سال 2010 قسمت سومش روانه بازار شد و رکورد فروش قسمت های قبلی اش را هم شکست.
خیال پردازی هالیوودی
باروری تخیل، به ویژه تخیل کودکان، استراتژی مهمی در تولیدات سالهای اخیر هالیوود به حساب می آید. روندی که از دهه نود -که بسیاری آنرا دوره فانتزی پروری می نامند- با آثاری چون تنها در خانه، داستان اسباب بازی ها و… شروع شد و تا همین امروز ادامه یافت.
داستان اسباب بازی – بخش سوم – از دل همان دوران فانتزی پروری دهه نود با متدهای هزاره سوم تولید شده است، اما ضرورت تولید قسمت سوم داستان اسباب بازیها غیر از سود کلان اقتصادی اش، در دقت و هوشمندی «جان لستر» خالق این مجموعه، نهفته است.
لستر اهداف استراتژیک صاحبان پیکسار(1) را برآورده ساخته و فرمول های فانتزی را با نگاهی ایدئولوژیک – سیاسی پیوند زده. پیوندی در همان مسیر برجسته سازی نمادهای آمریکایی – صهیونیستی، که نه تنها تخیل کودکان را با خود همراه می کند، بلکه همانطور که می دانیم، جاذبه های بسیاری برای بزرگسالان نیز دارد.
قسمت سوم داستان اسباب بازی نیز با همان محتوای اصلی دو قسمت قبلی، یعنی جدا ماندن از سرزمین –رجوع به محل سکنی پیشینیان - با تم و ریتم دو مجموعه قبل می بینیم که بر اثر سهل انگاری خانواده اندی دوباره اسباب بازیها از اندی دور می افتند و تلاش برای رسیدن به خانه اندی (حتی به قیمت ماندن در اتاق زیر شیروانی و در انباری زیستن) هدف کلی مجموعه اسباب بازی هاست. تفاوت های فکری میان اعضای گروه برای بازگشت به خانه اندی، به این دورماندن از وطن دامن می زند، که استعاره از وقایعی است که میان قوم یهود و صهیونیست ها بر مسئله بازگشت به سرزمین های اشغالی به شکلی سمبولیک در این فیلم مطرح می شود، اما چون گذراست و لایه های داستانی متعدد دیگری به بدنه روایت متصل است، صورت مسئله اصلی در میان همین لایه ها پنهان می شود، با این حال انیمیشن داستان اسباب بازی –قسمت سوم - با هزینه دویست میلیون دلاریش حدود یک میلیارد دلار می فروشد.
کابوی عاقل!
«وودی» اسباب بازی محبوب اندی تجلی خاصی از اسطوره کابوی است. اسطوره کابوی، نمادی از قهرمان محوری و تاریخ گذشته آمریکا محسوب می شود، نمادی که هیچگاه از بین نمی رود، هر حرکتش از سر تعقل و قهرمان پروری است و همیشه در هر میدانی پیروز است، کابوی درمقاطعی مختلف به عنوان اسطوره مرجع سبب تغییر روال و برآورده شدن رویای آمریکایی می شود، حال در این سرگردانی (اسباب بازیها نمادی از سرگردانی قوم صهیون هستند) اسطوره کابوی نقش منجی را ایفا می کند.
انیمیشن ما، عین سیاست ماست!
در قسمت دوم این مجموعه «وودی»- نمادی از تاریخ گذشته آمریکا- از سایرین دور می افتد و«باز لایتر» -اسطوره فاتحین فضا (مدرنیسم آمریکایی)- همراه با سایرین تلاش می کنند تا وودی را نجات دهند .اگر به تیتراژ ابتدایی قسمت دوم توجه نمایید با تقدیس «باز لایتر»آغاز می شود.
«باز» و «وودی» دو شخصیت محوری داستان اسباب بازیها هستند و در هر کدام از بخشهای این مجموعه منجی گری میان باز و وودی تقسیم می شود.
دور از خانه
زمینه کوچ سمبولیستی کابوی (وودی) درقسمت دوم این مجموعه، سیری از انتقال خرده فرهنگ های هالیوودی به کشورهایی نظیر ژاپن است. این خرده داستان محوری در دومین قسمت از داستان اسباب بازیها در واقع انتقال الگوها و نمادها از غرب به شرق به حساب می آید که نمونه ای از تلاش هالیوود در جهت جهانی کردن نمادها و اسطوره های غربی در جهان امروز است.
یکی برای همه، همه برای یکی
یک مولفه مشترک در این سه گانه که کاملا تکرار شونده است، ترویج زندگی جمعی با شعار آمریکایی است. بدنه روایی سه قسمت این مجموعه بر اساس شعار «یکی برای همه، همه برای یکی»- (شعاری که نخستین بار توسط روزولت برای وارد شدن به جنگ دوم جهانی سر داده شد و مابقی روسای جمهوری برای بسط استکبار بدان تأسی جستند) این شعار در قسمت سوم داستان اسباب بازی تجلی پررنگ تری دارد.
هلوکاست کارتونی
جمعیت جدا از وطن و خانه، دست در دست هم، گیر افتاده در کوره زباله سوزی، آتشی که قرار است آنها را ببلعد و هولوکاست شاید بهترین انتخاب برای سازندگان این انیمیشن باشد تا بعد از این همه سرگردانی و دوری از وطن دست به یک نتیجه گیری بزنند. نتیجه گیری ای که با پرداختی متفاوت در ذهن مخاطب کودک و بزرگسال جا خوش می کند. نکته وقتی جالب تر می شود که بدانیم این بخش از روایت به درخواست لی آنکریچ کارگردان یهودی قسمت سوم به جان لستر (کارگردان دو قسمت قبلی ، طراح و نویسنده قسمت سوم) پیشنهاد شده است، حتی وودی هم که اغلب نقش منجی را ایفا می کند در این سکانس منفعل وعاجز از نجات گروهی این جمع می باشد.
باشد که با چشمانی بازتر فیلمها را نظاره گر باشیم.
پی نوشت:
1-یکی از معروفترین شرکت های پویانمایی امریکا
نویسنده: علیرضا پورصباغ، رجانیوز