خط قرمزهایی که حالا مد شده!!!
در حال حاضر، پدیده تجردگرایی در كشور ما هم طبق آمارهای ازدواج و طلاق و سرشماری نفوس و مسكن، رو به رشد است و اگر برای حل آن تدبیری اندیشیده نشود، میتواند كشور ما را با بحران جدی و آسیبهای خطرناكی روبهرو سازد.
چند مدت پیش خبری درباره بالا رفتن تعداد خانه های مجردی و تمایل جوانان به داشتن زندگی مستقل از خانواده منتشر شد مطرح شدن رسمی این موضوع نشان می دهد که تعداد خانه های مجردی و تعداد جوانانی که جدا از خانواده ها زندگی می کنند، بالا رفته است نباید به این مساله از یک بعد نگاه کرد چون چنین مساله ای، مساله ساده ای نیست و عوامل مختلفی دست به دست هم داده و باعث شده اند این پدیده اجتماعی فرهنگی اتفاق بیفتد یکی از این عوامل، تغییر فرهنگی است که مهم ترین عامل نیز هست. تغییرات فرهنگی ای که در جامعه ما اتفاق افتاده، اجازه می دهد پدیده ای که تا چند سال پیش یک پدیده ممنوع بود، این روزها به چشم بخورد. تا چند سال پیش جامعه ما به سختی می پذیرفت که یک نفر بخواهد از خانواده اش بدون ازدواج جدا بشود و زندگی مستقلی در پیش بگیرد.
افزایش روابط پیش از ازدواج مساوی است با كاهش ازدواج و کاهش تولید نسل پاكتر، سالمتر، باهوشتر، زیباتر، داناتر و خدامدارتر
سختگیری های اجتماعی بی مورد و مقابله با هر گونه تماس و ارتباط بین دختران و پسران، حتی ارتباط های ابتدایی که از نظر عرفی هم مشکلی ندارد، دلیل دیگر بروز و ظهور این پدیده است. چنین عاملی، با سخت شدن شرایط ازدواج و بالا رفتن سن ازدواج همراه شده و به تقویت پدیده خانه های مجردی کمک کرده است در کنار اینها، به دلیل همان تغییر فرهنگی ای که به آن اشاره کردم، نسبت به ازدواج هم تغییر نگرش ایجاد شده که این تغییر نگرش هم می تواند عامل دیگری در ظهور این پدیده باشد.

مساله اقتصادی هم یک عامل موثر است. بعضی جوان ها، چون توانایی مالی مناسبی برای تهیه مسکن مستقل دارند، یا اینکه خانواده چنین امکانی را در اختیارشان قرار می دهد، از خانواده جدا می شوند و مستقل زندگی می کنند گاهی هم این جوان ها چون با خانواده هایشان دچار مشکل هستند از آن ها جدا می شوند؛ اگر فرد در ارتباط با خانواده اش دچار مشکل باشد و آن ها نتوانند حرف همدیگر را بفهمند، احتمال انگیزه جدا شدن از خانواده، برای تشکیل یک زندگی مستقل از خانواده به سبکی که دلخواه خود فرد باشد، بیشتر می شود اما اگر ارتباط یک ارتباط گرم باشد و خانواده، تصمیمات فرد را با روی باز بپذیرد می شود گفت این احتمال کمتر می شود.
در كنار عوامل اقتصادی همچون كار، مسكن و درآمد كه در حال حاضر یكی از موانع ازدواج در كشور ما به شمار میروند، عوامل اجتماعی و فرهنگی هم نقش پررنگی را در كاهش ازدواج و افزایش تجرد ایفا میكنند. یكی از این عوامل فرهنگی و اجتماعی، افزایش روابط دختران و پسران با همدیگر پیش از ازدواج و عادی شدن این روابط است كه روزی روزگاری، خط قرمز بود و تابو به شمار میرفت!
اما همین خط قرمز، به مرور زمان و در اثر تأثیرات زیرپوستی برنامههای هالیوودی و ماهوارهای و برخی عوامل دیگر، تبدیل به یك «مد» شده است! به طوری كه اگر فردی چنین ارتباطی نداشته باشد، مورد ترحم اطرافیان و دوستان قرار میگیرد و حتی ممكن است او را به تمسخر هم بگیرند!
به هر رو، از چند سال پیش، روابط دختری و پسری پیش از ازدواج، برای برخی افراد به پدیدهای عادی بدل شده و هر روز چهرهای افسارگسیختهتر هم به خود میگیرد.
در حقیقت، افسارگسیختگی این روابط به اندازهای است كه افراد در برزخی كه نه تجرد است و نه تأهل، درجا میزنند! این برزخ، ماهیت زندگی و كم و كیف سبك زندگی فرد را به طور كامل به هم میریزد و این تحول در سبك زندگی، هویت شخص را دچار دگردیسی میكند.
افزایش روابط پیش از ازدواج مساوی است با كاهش ازدواج و کاهش تولید نسل پاكتر، سالمتر، باهوشتر، زیباتر، داناتر و خدامدارتر.
به اندازهای كه روابط پیش از ازدواج افزایش پیدا كند به همان اندازه، انگیزه برای ازدواج كم میشود. یكی از دلایل كم شدن انگیزه ازدواج برای پسرانی كه روابط پیش از ازدواج دارند را باید در ویژگیهای روانشناختی مردان پیگیری كرد.
بر اساس مطالعه صورت گرفته در مركز مطالعات جمعیتی آسیا و اقیانوسیه، اكثریت قریب به اتفاق پسران معتقدند كه حاضر نیستند با دختری كه قبلاً با جنس مخالف رابطه دوستی داشته است، ازدواج كنند. نكته جالب اینجاست كه بسیاری از دختران هم با وجود اینكه از این موضوع آگاهند و میدانند كه پسران با دخترانی كه پیش از ازدواج رابطه دوستی داشتهاند ازدواج نمیكنند؛ اما با این حال، تن به چنین روابطی میدهند!

حتی در بسیاری از موارد، پسر با همان دختری كه با او در ارتباط است، ازدواج نمیكند. در ضمیر مرد- به خاطر ویژگیهای اندیشهای و روانیاش كه صددرصد با ویژگیهای فكری زنان متفاوت است- اینگونه فكر میشود: «این دختر همانگونه كه با من وارد آشنایی شد میتوانست با هر پسر دیگری هم وارد ارتباط شود. از كجا معلوم كه بتوانم روی وفاداری او حساب كنم؟!»
یك مرد، حتی اگر این فكر را بر زبان جاری نكند، هیچگاه از ضمیرش پاك نخواهد كرد.
هر چند تجرد رواج و بروز بیشتری نسبت به گذشته پیدا کرده و بیشتر حل شده است، اما از نظر فرهنگی هنوز کاملاً پذیرفته شده نیست، ساکنین یک ساختمان دوست ندارند که یک فرد مجرد همسایه شان باشد و احیانا حاشیه درست کند اقوام و آشنایان و حتی خانواده فرد هم هنوز به راحتی چنین چیزی را نمی پذیرند. اصولاً درک اینکه یک جوان چرا باید بدون ازدواج از خانواده اش مستقل شود و برای خودش خانه ای جداگانه بگیرد، هنوز کامل اتفاق نیفتاده است.
از دیگر دلایل افزایش پدیده «تجردگرایی» در جامعه ما، تبلیغات و افكارآفرینیهای گروه ضد مرد است كه محفل اصلی و اتاق فكر آن در كشورهای غربی فعال است. فمنیستها (هواداران افراطی زنانگی) طی سالهای گذشته، تغییرات اساسی در افكار تعدادی از دختران و زنان جامعه ما ایجاد كردهاند؛ آنها تلاش میكنند كه زنان متأهل تحت تأثیر این افكار، از ازدواج كردن احساس پشیمانی كنند و دختران مجرد، از ازدواج كردن متنفر باشند و به سمت لذتجویی رو بیاورند!
زندگی در خانه های مجردی تنها مختص ایران نیست در بسیاری از کشورهای دنیا چنین چیزی هست و رواج دارد و مدت هاست به عنوان یک امر عادی پذیرفته شده است. منتها کیفیت زندگی مجردی در کشور ما و کشورهای دیگر، به طور مثال کشورهای اروپایی، متفاوت است به این دلیل که فرهنگ های متفاوتی بر این جوامع حاکم است. در جامعه ما که به لحاظ اجتماعی، پیوندها قوی تر هستند و افراد به زندگی جمعی عادت دارند، ظهور چنین چیزی سوال هایی را مطرح می کند. اشتباهات فرهنگی در برخورد با مردم و سختگیری های نابجا در افزایش تمایل جوانان به زندگی در خانه های مجردی بی تأثیر نیست. کلید حل این مشکل دست متولیان، به خصوص دولت است با «بکن نکن» کردن، کار جامعه به سامان نمی رسد و مسائل فرهنگی حل نمی شود رابطه فرد با پدر و مادر و رابطه حکومت با افراد باید اصلاح شود و گرنه عصیان هایی در جامعه بروز می کند با سختگیری چیزی حل نمی شود باید با کار فرهنگی و رواج اخلاق این مساله را حل کرد.
فراوری: کهتری