بفرمایید امربه معروف با اعمال شاقه
بیانات رهبری معظم انقلاب در حمایت از آمرین به معروف و ناهیان از منکر خطاب به مسئولین :مبادا کسانى باشند که اگر کسى امر به معروف و نهى از منکر کرد، از او حمایت نکنند، بلکه از مجرم حمایت کنند! البته خبرهایى از گوشه و کنار کشور، در بعضى از موارد به گوش من مىرسد. هر جا که بدانم و احساس کنم و خبر اطمینانبخشى پیدا کنم که آمر به معروف و ناهى از منکر، خداى نکرده مورد جفاى مأمور و مسۆولى قرار گرفته، خودم واردقضیه خواهم شد.
اما مدت ها پیش به جای فرهنگ سازی و عمل به بیانات مقام معظم رهبری در بحث امر به معروف و نهی از منکر و مساله حجاب ، طرح گشت ارشاد ، کوهستان و امنیت اخلاقی را به راه انداختیم.گشت ارشادی که وجودش نیاز بود اما نه برای همه ی ملت.رفته رفته کار گشت ارشاد به جای برخورد با جرائم سازمان یافته در مباحث اخلاقی ، شده بود برخورد با افرادی که هیچ اطلاعی از ضرورت حجاب ندارند ، افرادی که بدون هیچ تفکری تنها به خاطر فقر فکری و فرهنگی اسیر بدحجابی و بزهکاری شده اند.بوتیک ها در بالاشهر تهران اجازه ی فروش هر نوع لباسی را داشتند اما اگر یک جوان همان لباس را خریداری می کرد و به تن می کرد ، مرتکب خلاف شده بود.مانتوهای رنگارنگ و غیر اسلامی در تولیدی های قانونی و مجوز دار تولید می شد اما اگر یک جوان همان مانتو را استفاده می کرد باید در برابر گشت امنیت اخلاقی پاسخگو می بود . دستفروش ها در کنار خیابان هر نمونه گردبندی را از علائم شیطان پرستی بگیر تا علائم همجنس بازی را می فروشند و اگر جوانی آن گردبند را بخرد ، باید پاسخگو باشد . حالا بعد از گذشت چند سال از اجرای طرح امنیت اخلاقی در اکثر شهرهای بزرگ کشور ، نه تنها وضع بهتری پیدا نشده است بلکه اغلب افراد جامعه از برخوردهای زشت و زننده ی این گشت ها با مردم خاطرات تلخی دارند . گویا علاوه بر این خاطرات تلخ ، وضعیت بهتری در حجاب و اخلاق در سطح شهر هم دیده نمی شود و حتی نتیجه معکوس بوده است چرا که چند روز پیش، یك خانم بدحجاب به خانم محجبهای كه او را به یك كار نیك یعنی پوشش در شأن زن ایرانی دعوت كرده بود، حملهور شد؛ روز گذشته دومین زن آمر به معروف هم مورد اهانت قرار گرفت كه این دو رخداد، واكنشهای زیادی را در پی داشته و احساسات عمومی را برانگیخته است.
اما نکته ی قابل توجه این است که این اتفاقات همه در حضور کانکس نیروی انتظامی رخ میدهد، کانکسی که وظیفه برقراری نظم و امنیت عمومی را دارد؛ اما وقتی از خانم ناهی از منکر میپرسی که آیا در حمایت از تو قدمی برداشتند میگوید: «نه، اصلاً! در تعجبم که نیروهای پلیس در آنجا پس چه نقشی دارند، مگر نه اینکه امنیت منطقه را باید تأمین کنند؟» جالب اینجاست با جمع شدن تعدادی زیادی دور این دو خانم حتی برای برقراری نظم و امنیت هم به محل نیامدهاند.
برخورد با ناهی از منکر به وسیله کسی که خود مرتکب گناه و کار غیر قانونی شده است؛ این اولین ماجرا نیست، از این دست جریانات بسیار زیاد اتفاق افتاده چون این مسئله دیگر در جامعه رواج پیدا کرده و کسی حاضر به امر به معروف و نهی از منکر کردن یا حمایت از آمران به معروف و ناهیان از منکر نیست، آنهایی هم که از سر دغدغه این عمل را انجام میدهند، به خاطر هزینههایش پیشیمان شده و پشت دستشان را داغ میکنند.
شاید این را بتوان نشانهای دیگر از تغییر سبك زندگی دانست؛ اینكه امر به معروف و نهی از منكر در جامعه رفته رفته كمرنگ میشود و این موضوع تبعات جبرانناپذیری را بر ساختار اجتماعی ما خواهد گذاشت زیرا این واجب شرعی در علم جامعهشناسی تحت عنوان كنترل اجتماعی شناخته میشود و چنانچه یكایك افراد جامعه خود را در برابر رخدادهایی كه در زمینههای گوناگون اتفاق میافتد مسئول ندانند در آن صورت پژواك تبعات این بیتوجهی به سوی همه باز خواهد گشت.

گشت ارشاد عفاف نمی آورد

در اردیبهشت سال گذشته سردار رادان طی گفتگویی خبری مصادیق بدحجابی را عنوان کرد.بر این اساس لباس تنگ و چسبان،روسری که از دو سوی آن موی سر مشخص باشد،مانتوی بالای زانو و شلوار تنگ از مصادیق بدحجابی است.جانشین فرمانده نیروی انتظامی در باره برخورد پلیس بابدپوششی"مضامین فوق را در صدر این شاخص ها اعلام کرده بود.
از یکسال پیش از آن نیز بدحجاب ها ی پایتخت روی نوار ویدیو رفتند.تمام این اتفاقات برای این بود که مثلا ارزش گذاری فرهنگی به تعالی برسد!فارغ از اینکه عملکرد سئوال برانگیز گشت ارشاد پلیس برای سالهای بعد چه چیزی را برای درو پیش رو می گذارد.
اما به نظر می آید صرف نظر از نگاه سیاسی به این اقدام نیروی انتظامی که با مطالبه بسیاری از علما مشروعیت پیدا کرده است، نیاز اصلی ما اکنون موشکافی و کارشناسی آثار و تبعات مثبت و منفی اینگونه اقدامات در جامعه است. در این میان آنچه بیش از همه ذهن را مشغول کرده است تفاوت معنایی بین حجاب و عفاف است. بی شک آنچه امروز نیاز جامعه ماست عفاف است نه حجاب. هر چند بین حجاب و عفاف رابطه ای اجتناب ناپذیر نیز وجود دارد اما آنچه مسلم است آنکه حجاب اجباری عفاف نمی آورد چه این حجاب از سوی خانواده و اجتماع تحمیل شود و چه از سوی حکومت و برخورد انتظامی.
اما به فرض که اقداماتی مثل گشت ارشاد مفید واقع شود و همه به دستورات نیروی انتظامی تن داده و اصلا چادری شوند. آیا در این صورت عفاف هم در جامعه ما گسترش می یابد؟ آیا مشکلات روابط جنسی و سبک زندگی دخترها و پسرها تغییری می کند؟ آیا روابط نامشروع خارج از عرف کاهش می یابد؟ آیا وادار کردن جامعه به رفتاری خاص می تواند آن رفتار را نهادینه کند؟ آیا ذهن های مریضی که به خاطر ارضا نشدن حداقل نیازهای غریزی به نوامیس مردم نگاه آلوده دارند با این برخوردها سالم می شوند؟ آیا مشکل تن ندادن جوانان به ازدواج حل می شود؟ آیا در حالی که همه رسانه ها و عوامل فرهنگی در راستای تشویق به بی حیایی تدارک دیده شده اند می توان توقع داشت با برخوردی قهری مشکلی حل شود؟

چه باید کرد؟

در تمام زمینههای اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و علمی در طول زندگی اجتماعی مواردی بهوجود میآید كه ما باید به راه درست امر كرده و از رفتارهای غلط نهی كنیم چرا که پیامبر اکرم (ص)فرمودند: بلند مرتبه ترین مردم نزد خداوند در روز قیامت کسى است که در روى زمین بیشتر در خیرخواهى و ارشاد مردم قدم بردارد اما ما برای برقراری كنترل اجتماعی و توجه به فریضه امر به معروف و نهی از منكر نیاز به فرهنگسازی نهادهای فرهنگی داریم به طور نمونه وقتی با راننده تاكسیای مواجه میشوید كه از شما پولی بیشتر از حقش مطالبه میكند اعتراض شما به وی نوعی امر به معروف محسوب میشود و عمل آن فرد یك منكر است. در برابر این اعتراض اما اغلب با رفتار نامناسب راننده مواجه میشویم در حالی كه هر یك از ما وقتی با امر به معروف یا نهی از منكر مواجه میشویم باید احساس كنیم كه این تذكرها هم برای سلامت جامعه است و هم برای سلامت فردی ما و به طور یقین امر به معروف یا نهی از منكر را دلسوزانه ببینم چراكه این فریضه الهی نقش بسیار مهم و تأثیرگذاری در رشد و تعالی فرد و جامعه دارد. همانگونه كه مطابق روایتی از پیامبر گرامی اسلام كسی كه در یك كشتی نشسته نمیتواند زیر پای خود را سوراخ كند چون كشتی كه به مثابه جامعه است، غرق خواهد شد.
منابع : 1-جوان آنلاین / 2-خبرگزاری آزاد ایران / 3- خبرآنلاین