به ابر تکیه می دهم
خالی شده شهر
از آدم ها
از باد
از ابر.
درخت ها
گرده های شان را و گلبرگ هایشان را
در خیابان ها رها کردهاند
آفتاب
بیهوده می تابد
بیهوده این سایه ها
دراز می کشند روی خیابان
انتظارشان بیهوده است
اتوبوسی حتی
نمی گذرد
*
خواب
در دهان من خمیازه می کشد
هنوز اول بهار است
(این دورِ چندم است زمین تاب می خورد؟)
پس چرا ساختمان ها
درخت ها، پل ها، رودخانه ها
سر جای شان ایستاده اند
و حال شان به هم نمی خورد
از دیدن دوباره ی بهار
چرا مورچه ها
با تکه های نان
و گنجشک ها با چینه های خالی
سر نمی کنند؟
چرا عنکبوت ها
مگس های تازه می جویند
از ارتفاع پست زندگی؟
پرستوهایی که با بادها رفتند
چرا دوباره بر می گردند
به جستجوی لانه های ریخته شان؟
می خواهم
همه جاده ها را از روی نقشه ها بلیسَم
می خواهم خیابان ها را پاک کنم
و جای هر چهارراه قاصدکی بگذارم
تا وقتی به هوا بر می خیزد
ماشین ها و آدم هایشان را
با خود بردارد
*حالا که نیستی
ظرف ها را شسته ام
گلدان ها را آب داده ام
حالا که نیستی
آش سرد می شود
و چای های غروب
نخورده می مانند
به میز تکیه می دهم و خوابم می برد
به ابر تکیه می دهم و به پشتی
و صدایم خیس می شود از بارش یادت…
***
مجموعه اشعار «مجید اکبرزاده» با عنوان «به ابر تکیه می دهم» 18 قطعه شعر آزاد و 12 غزل دارد. اگرچه قالب سروده های اکبر زاده متفاوت است، اما مضمون اغلب آنها از دو حال خارج نیست؛ تعداد زیادی از این سروده ها در ستایش زندگی روستایی و صفای دل روستا نشینان سروده شده اند:
«این دل من نیست در بیغوله این شهرها مانده است/من دلم در سایه روشن های روستا مانده است/ هرچه گشتم از صفای کودکی ها ردپایی نیست/ من گمانم آن صفا هم در کومه جامانده است.»
موضوع دیگری که در شعرهای «به ابر تکیه می دهم» به آن پرداخته شده، جنگ و رزمندگان است. کلام شاعر در این سروده ها نیز رنگ حسرت به خود گرفته است. اکبر زاده آنجا در ستایش صفای روستانشینان می سرود و اینجا در ستایش صفای رزمندگان:
«چفیه ای سفید داشتم/ که نشانی از جنون نداشت/ بوی خون نداشت/ چفیه ای که رنگ آسمان نبود/ زخمی از درون نداشت/ چفیه ای سفید داشتم/حیف/ مثل چفیه ی تو آشنای جبهه ها نبود/ عاشق خدا نبود/ چفیه ی تو چیز دیگری است/ چفیه ات عجیب بود/ مثل چشم تو نجیب بود/ چفیه ی تو ادعا نداشت/ بویی از ریا نداشت/ چفیه ی تو خاکی و تمیز بود …»
انگار شاعر، زندگی انسان را در شهر گم کرده و در دوجا می یابد: در زندگی روستایی و در خاکریز جبهه؛ جایی که سخن از مهدی موعود (علیه السلام) فراوان بود.
این کتاب را انتشارات سوره مهر در سال 1390 به چاپ رساند.
نام کتاب: به ابر تکیه می دهم
شاعر: مجید اکبرزاده
ناشر: سوره مهر
منبع: سایت رسمی انتشارات سوره مهر