اندر مسائل فارسی وان!!
اينكه ويكتوريا با دوست پسر جوانش به كجا رسيدهاند يا شوهر ويكتوريا و دوست دختر جوانش با بچه نامشروعشان چه كردهاند، آيا همسر رسمي مونوس از وجود همسر غيررسمي و فرزند نامشروعاش اطلاع پيدا كرده و يا اينكه رئيس مونوس كه در حال خيانت به همسر خود است توانسته اين ماجرا را پنهان نگاه دارد يا نه و…
یک سال بعد از واقعه برج های دوقلوی نیویورک و چند ماه بعد از آنکه نیروهای ناتو به افغانستان یورش بردند و زمانی که غرب در هراس از آنچه به زعمش بنیادگرایی محسوب می شد، دست به هر کاری می زد، بنیامین نتانیاهو که در آن موقع هنوز مجدداً نخست وزیر رژیم صهیونیستی نشده بود، برای آمریکایی ها نسخه ای پیچید که پیش از آن در سرزمین اشغالی به کار گرفته بود. رهبر حزب راستگرای لیکود پیشنهاد داد برای مسلمانان ساکن سرزمین های اشغالی فیلم هایی پخش شود که آنها را از حال و هوای مقاومت دور کند و رویکردشان را به مسائل جالب و بی خطری همچون زندگی آزاد سوق دهد. و در ادامه در تاریخ 12 سپتامبر 2002(21 شهریور 1381) یونایتد پرس می نویسد:« نتانیاهو:آمریکا باید با تلویزیون به ایران حمله کند.»
وی گفته بود ورود جریان فرهنگ عامیانه غربی به داخل ایران می تواند منجر به براندازی جمهوری اسلامی شود و به کمیته اصلاح دولتی(یک نهاد دولتی آمریکا) پیشنهاد داده بود که آمریکا با استفاده از شبکه فاکس می تواند سریالهایی پخش کند که زندگی های مادی گرایانه و فریبنده ای را در لوای برهنگی و زرق و برق های تصویری به مخاطب القا کند.
چند سریال با یک مضموناينكه ويكتوريا با دوست پسر جوانش به كجا رسيدهاند يا شوهر ويكتوريا و دوست دختر جوانش با بچه نامشروعشان چه كردهاند، آيا همسر رسمي مونوس از وجود همسر غيررسمي و فرزند نامشروعاش اطلاع پيدا كرده و يا اينكه رئيس مونوس كه در حال خيانت به همسر خود است توانسته اين ماجرا را پنهان نگاه دارد يا نه و… تقريبا مضمون همه سريالهايي كه در اين شبكه پخش ميشود همين است، هرچند كه سريالهاي كرهای (آسيايي) اين شبكه به ظاهر قدري اخلاقيتر بهنظر ميرسند و لايههاي سنتي فرهنگ آسيايي آن براي مخاطب ايراني ملموس و جذبكننده بهنظر ميرسد اما در خلال آن، حضور فرهنگ غرب در زندگي آنها تأثير خود را بر تماشاگر ايراني ميگذارد.
حتی اگر شبکه فارسی وان را داروی تجویز شده صهیونیستی ندانیم، باز هم خام اندیشی است که بپذیریم، دیگران برای نوع دوستی یا حتی منافع مالی حاصل از تبلیغات تلویزیونی حاضر شده اند هزینه کنند و شبکه ای راه بیندازند و سریالهایش را ولو با بدترین شکل به فارسی برگردانند تا در این سوی دنیا، مردم ایران بدون پرداخت یک ریال، آسوده به تماشایش بنشینند. اینجاست که باید شک کرد چرا آنها دست به چنین کاری زده اند و اساسا هدفشان از راه اندازی این نوع برنامه ها چیست؟
نگاهی به محتوای برنامه ها تاحدی روشن کننده هدف گردانندگان فارسی وان است. تقریبا در همه محصولات پخش شده از این شبکه ماهواره ای با رویکردی خاله زنکی رابطه های ناسالم و غیر اخلاقی چند شخصیت داستانی به تصویر در می آید. شاید آنچه ما به عنوان خیانت در زندگی خانوادگی می شناسیم در فرهنگ دیگران امری آنچنان مذموم نباشد اما چرا قصه قریب به اتفاق این سریالها چنین دستمایه ای دارد؟ آیا مشابهت محتوایی سریالها از کلمبیایی گرفته تا کره ای از سر تصادف است؟
«آدمی فربه شود از راه گوش» و البته چشم!
اگر در دنیای کهن، مولانا فربهی آدمیزاد را از راه گوش می دانست امروزه با گسترش این همه ابزار رسانه ای دیداری و شنیداری چه باید گفت؟
سالهاست که علمای ارتباطات می گویند و می نویسند که آنچه مخاطب می بیند و می شنود تاثیری ژرف بر ضمیر ناخودآگاهش می گذارد و صد البته تکرار آن در ظواهر مختلف تاثیری عمیق تر. با این حساب، بپذیریم که چکش مداوم و دارکوب وار پیامهای ترویج بی اخلاقی سریالهای فارسی وان بر هر لوح محکمی همچون فرهنگ اسلامی ایرانی ما نیز اثر می گذارد تا در دراز مدت نسبت به آنچه پیش از این حساسیت داشتیم، بی تفاوت شویم.
عرفی کردن بی اخلاقی
با اندک درایتی می توان فهمید که هدف برنامه های فارسی وان عرفی کردن بی اخلاقی در جامعه ماست. تکرار برهنگی و مدام دیده شدنش مسلماً از ارزش مستوری می کاهد و به یقین مداومت در رویت بی بند و باری اگرچه مربوط به افرادی باشند که چندان نمی شناسیم شان از وجاهت حیا می کاهد. اگر باور داریم حدیث نبوی را که فرمود:«لا ایمان لمن لا حیاء له»( ایمان ندارد، آنکه بی حیاست) یا « الحیاء شعبه من الایمان» (حیا از ایمان است) بپذیریم که دیدن بی شرمی دیگران، آن را برای ما نیز عادی می کند.
وقتی غیرت و حیا و ایمان از فرهنگ ما رخت ببندد، دیگر خطری کسانی را که نگاه ناپاک بر این مرز و بوم دارند، تهدید نمی کند. خلع سلاح فرهنگی بهترین ابزار برای دیگران است تا در دراز مدت به اهداف خود برسند. می توان همه اینها را شعار دانست اما بد نیست یک بار هم که شده فقط به آینده بچه هایی فکر کنیم که صرفاً برای سرگرمی، « ویکتوریا» را انتخاب کرده اند.
برگرفته از روزنامه همشهری، 5 خرداد 1389، علی عمادی